به علت کمبود وقت و درس داشتن پژمان و این جور چیزا تصمیم بر این گرفتم که گلچینی از آثار گذشته از وبلاگ قبلی رو بذارم که امکان داره بعضیاشو در این وبلاگ ادامه بدیم ... امیدوارم ... نه نیستم

سلام برسون : سلام اسم یه پسر بچه میباشد که هر روز مامانش به باباش میخواسته بگه برسونش مهد کودک میگفته سلام برسون باباشم یادش میرفت!
دی سی شدن : به کسی میگویند که سی دی را بر عکس در سی دی رام قرار دهد.
جنب و جوش داشتن : یعنی جوش هایی که در جنب صورت میروید داشته باشد.
دستگاه : به محل قرار دادن دست گویند
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده : گربه وقتی دستشو میاره بالا که برسه به گوشت میفهمه دستش بو میده
سخت گیر : به انسانی میگویند که گیرایی ذهنش بسیار سخت است .
تلفن داره کنترل میشه : الان تلفن کم کم داره تبدیل میشه به کنترل تلوزیون !
آسانسور : انسانی که به آسانی سر میخورد
از دور مسابقه خارج شدن : آمدن به وسطای مسابقه.
سلاح سرد : سلاحی که از درون آن گلوله ی یخی شلیک میشود!










منبع: وبلاگ پلنگ صورتی
دمپایی نوشت: خاطرات زنده شد.

