- عزيزم، خيلي خيلي خوشحالم كه من تو رو پيدا كردم.
- قربونت برم!
- چون واقعاَ فكر كه ميكنم ميبينم اگه من تو رو پيدا نكرده بودم تو رو دست مامان و بابات باد ميكردي!
- ؟!!!
- مخصوصاَ اين كه مامانتينا قيمت مهريهي تو رو بيشتر از ارزش واقعيت گفتن و به معناي واقعي تو رو به من انداختن.
_ (بغض!)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
ديديم مشتها داره برامون خرج برميداره و همه دارن دونه دونه شاكي ميشن كه پس 100 تومنهاي ما كجا رفت و اگه همينطوري پيش بره به زودي ورشكسته ميشيم. اين شد كه تصميم گرفتيم زنگي بذاريم اينجا و همه رو به زدن زنگ ترغيب كنيم و همه بزنندش و لذتش را ببرند و بعد هم اگر قرار باشد كسي شاكي بشود ماييم كه آنها زنگمان را زدهاند و در رفتهاند! خلاصه اينكه "بزن زنگو! حتي شما دوست عزيز"
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 16:33  توسط پژمان تكدهقان
|

