اخیرا ما هر پستی میذاریم بعد که بازتابشو میبینیم پشیمون میشیم (من بیشتر).
هر پستی بذاریم باید بعدش بیایم از یه جامعه ای کسب حلالیت کنیم !
دفعه ی قبل که رفتی مترو عکس بندازیم یا بگیریم (حالا هر کوفتی) بهمون ماموریت داده شده بود از طرف خودمون که دکمه های Stop را بزنیم.
این دفعه هم به نوعی مکافات و اینا شد دیگه خوب من همین جا به اون دختر خطاب میکنم که درکت میکنیم و میدونیم چه حالی میده ولی خوب از اون دوست پسر و برادرت خجالت بکش ما یه غلطی کردیم تو باید خودت و بندازی تو چاه؟!
تو دیگه بزرگ شدی واسه خودت مردی شدی تازه شانس آوردی اینو نگفتیم که انگشتت تو دماغت بود.
نمیگی ما اگه بخوایم دفه ی بعد Stop رو بزنیم دستمون دماغی میشه؟! (دماغ با همین ق بود دیگه ؟)
در هر صورت ما به این چیزا در حالت عادی زیاد گیر نمیدیم نخ سوزن این یکی که خیلی گیر بود.
میلی هم به خود شیفتگی نداریم.
فقط پژمان اومده بود اینجا گفتیم یه پست بذاریم با اسم من و اون که سوژه بهتر از این متاسفانه گیرمون نیومد.
ولی این دختر از اون جایی که برادر پدر داره ما بهتون اعلام میکنیم این اون نبوده و تشابه اسمی بوده، تا بنده ی خدا آبروش نره.
آخه سپیده خانوم (این جدیده) خیلی به ما هشدار دادن که عذابی سخت در راه است. تازه عاشق هم نمیشن!
از قشر دختر ها هم عذر میخواهیم سوزن نخ مطهره (همینجوری) ... آخه ما الآن ...
چیزه اصلا شما بگین مطهره اسم دختره یا پسر؟ هان؟
تولد منم پسا پس مبارک دوباره ...کادو که نخریدین حداقل پول کفن و دفنمو بدین.
یه چیزی ... ما قصد پیدا کردیم هر ماه یه پست بذاریم از یه نویسنده ی دیگه. نویسنده ی مهمان این ماه اعلام آمادگی کنه! ما به قید قرعه یکی رو انتخاب می کنیم. البته ممکنه خارج از وبلاگ های همسایه باشه. (شرایطش هم فقط اینه که نوشتش قشنگ باشه)
پروژه های در دست احداث (کامینگ سون): ب.ا 2 ، مسابقه شماره 3 ، نظر سنجی جدید ، اشعار مربوط به دانشگاه ، اشعار مربوط به زیگول ، ماجراهای من و پسرم 4 و ...
و یه چیز دیگه وبلاگ ما به روز شد سر بزنین
ما هر چقدم وب سایت باشیم باز میگیم وبلاگ... چون در اصل وبلاگی مینویسیم (اینطوری بهتره دیگه)
موی ما هم به تازگی خیلی بلند شده فرصت نکردم برم کوتاه کنم.
اینم از پست امروز!
به همین سادگی!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:24  توسط ممد
