تبليغاتX
اندرمیان - چيزي كه زير درخت آلبالو ناپيدا گشت
 

"دستمال". این جمله که در طول روز بارها آن را می‌شنویم از چند قسمت تشکیل شده است: دست + مال + فعل (متاسفانه به دلیل تخریب و فرسایش آثار گذشتگان در اثر مرور زمان فعل اين جمله از بين رفته و باستان‌شناسان احتمال مي‌دهند كه فعل آن "است" بوده باشد.) همانگونه كه از نام دستمال واضح و مبرهن است استفاده آن در گذشته با امروزه تفاوت‌هاي بسياري داشته و هيچگاه از آن براي پاك كردن دست و صورت استفاده نمي‌شده و فقط براي ماليدن بر روي دست مورد استفاده قرار ميگرفته است، وگرنه چه دليلي وجود داشته كه به آن سرمال نگويند؟

بررسي دستمال‌هاي اوليه يافته شده توسط دانشمندان ما در مناطق شوش، تپه سيلك، تخت جمشيد و موزه رضا عباسي(!) بر اين نكته صحه گذاشته است كه همواره ايرانيان از ساير كشورها برتر بوده‌اند. زيرا قديمي‌ترين دستمالهاي جهان با طرح‌هايي پر از تنوع در فلات ايران يافته شده است. بر روي قديمي‌ترين دستمال موجود (كه به اعتقاد دانشمندان به عنوان دستمال توالت استفاده مي‌شده‌) كه در اثر حمله مغول متاسفانه قسمتهايي از آن با خاك يكسان شده است حكاكي‌هايي به خط ميخي وجود دارد كه اطلاعات بسياري در رابطه با نحوه استفاده از آن و شيوه تا كردن آن براي قرار دادن در جيب را نشان مي‌دهد كه نشان از هوش و درايت سرشار مردمان آن دوران دارد، زيرا پس از سالها تلاش بي‌وقفه، باستان‌شناسان و دانشمندان هنوز موفق به كشف اين مهم نشده‌اند كه اين دستمالهاي پرشباهت به الواح گلي با قطر 7 الي 10 سانتيمتر را چگونه مي‌توان تا زد؟ آيا انسانهاي آن دوران با علوم ماوراءالطبيعه سر و كار داشتند؟ آيا ارتباط آنها با دنياي جادو حتي در طرح دستمالهايشان نيز رخنه كرده بود؟ آيا ارتباطي با فضايي‌ها داشتند؟ با آنكه دكتر ماريا ريچ سالها بر روي اين موضوع تحقيق كرده اما هنوز به هيچ پاسخ روشني دست نيافتيم.

اولين دستمال اوليه يافته شده

اولين دستمال اوليه يافته شده توسط باستان شناسان (كه اگر عقيده محققين صحيح باشد بايد آن را دستمال كاغذي آن دوران بدانيم)

علاقه ايران و ايراني به هنر دستمال سازي تا بدانجا پيش مي‌رود كه امروزه لنگ‌ها و دستمال‌يزدي‌هاي معروف ايران با نام تجاري " دستمال سر" (Head dastmal) به سراسر نقاط جهان صادر مي‌شود. هنر دستمال‌سازي تا حدي در روح روشني‌خواه ايرانيان تاثير گذاشته‌ بود كه حتي آثار و سبك‌هاي ادبي بسياري را دستخوش تحول كرده است. موارد بسزايي از اين تاثيرات را مي‌توان در رقص سنتي اهالي كردنشين ايران ‌زمين ديد. نمونه‌هايي از اشعاري كه در مدح دستمال گفته شده نيز تا به امروز در ميان مردمان ايران‌ زمين رواج دارد. دانشمندان در تحقيقات خود در منطقه كهگيلويه‌ و بويراحمد به نمونه‌اي هرچند كوتاه از اين اشعار برخورده‌اند كه در موسيقي فولكلريك منطقه تاثير بسزايي داشته است:

دستمال اين حقير زير درخت آلبالو ناپيدا [گم - برگرفته از فرهنگ معين] گشته است، آيا حضرتعالي داراي سواد خواندن و نوشتن و علوم و فنون مي‌باشيد؟

پاسخ: خير(2بار)

سوال: آيا حضرتعالي فاقد سواد خواندن و نوشتن و علوم و فنون مي‌باشيد؟

پاسخ: خير(2بار)

سوال: پس چته؟!!! (6-5 بار!)

در ميان افسانه‌هاي ايراني افسانه‌اي نيز وجود دارد در رابطه با دختركي كه گويا شيئي از خود را زير درختي جاي گذارده و پس از بازگشت آن را خيس مي‌يابد، مقايسه داستان اين دختر كبري‌ نام با شعر بالا احتمال وجود ارتباطي ميان اين دو را بسيار افزايش مي‌دهد. حال اينكه اين دختر مالباخته، با سواد و معرفت طرف چه كار داشته سواليست كه همواره براي دانشمندان مطرح است (به جز چند مورد كه حدس مي‌زنند دختر كه نماد خداي مار است قصد دلربايي از پسركي ابله را داشته ولي تيرش با پاسخ نهايي پسر به سنگ خورده)

محمد ابن ‌شعباني ‌نژاد در كتاب " ارّة التاسعية " آورده:"در كوي مي‌گشتم به ناگه عطسه بر من مستولي شد، گفتمش بايست تا مگر ديواري يابم براي ماليدن محتويات به آن، گفت من را توان ايست نيست. آمد و طوفاني به پا كرد و رفت. سر تاجرباشي كه همواره از سفيدي برق مي‌زد را ديدم كه با گيسواني سبز از آنجا مي‌گذشت! به او عرض ارادت كردم..." گويي اين اولين باري بوده كه نياز مبرم به دستمال براي استفاده به صورت امروزي آن احساس شده.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 0:9  توسط پژمان تك‌دهقان  |