از خونه كه زدم بيرون خيلي سرحال بودم و هركي دم دستم ميومد بهش سلام ميدادم!
من: به... سلام آقاي رجبي... چه روز خوبيه، نه؟
آقاي رجبي: مگه كوري؟! گه مملكتو برداشته!
من: گه نه، برف!
آقاي رجبي: حالا هرچي...
من: خب خيلي فرق ميكنه...
آقاي رجبي: مهم اينه كه مملكتو برداشته...
من: برف سفيده، قشنگه...
آقاي رجبي: ...مهم اينه كه ر[...]ده به مملكت..............
هميشه صحبتاي من با آقاي رجبي اگه به دعوا نكشه به جاي خوبي نميرسه! از آقاي رجبي و پاروي دراز تو دستش كه دور شدم هنوز خوشحال بودم... خوشحال از اينكه اداره به خونه نزديكه و من مجبور نيستم براي رفتن به اونجا ماشين بگيرم و تو اين ترافيك گير كنم... خوشحال از اينكه اصلا ماشين ندارم...
- حاجي... ادارهجات تعطيله ها!
- خدا خيرت بده جوون! شادم ساختي!
ديگه چي بهتر از اين؟ يه روز برفي مامان از خونه ميزني بيرون به قصد اداره و يه جوون از تو ماشينش بهت ميگه كه ادارهجات تعطيله...
سريع مسيرم رو عوض كردم و رفتم تو پارك سر كوچمون... همونجايي كه الآن پر از برفه و جون ميده واسه يه آدم برفي! آدم برفي رو كه ساختم و شال گردنم رو هم انداختم دور گردنش، ازش فاصله گرفتم و موبايلم رو از جيبم در آوردم كه يه عكس بندازم اما يهو دوتا بچه (كه نميدونم از كجا پيداشون شد) شال گردن رو از روش برداشتن و دويدن! من هم دويدم دنبالشون اما هرچي باشه ديگه بايد قبول كنم كه از اونا پيرترم... بيخيال شال گردن شدم و برگشتم كه ديدم چند تا ديگه از همون بچه پرروها دارن با لگد آدم برفي رو خراب ميكنن!
بوم!!!
هر هر هر هر!
چيز مهمي نبود... بچه هاي سرتق يه گوله برفي زدن تو صورتم! من هم خنديدم بلكه من رو هم از خودشون حساب كنن، اما گويا اينها با خودشون هم همين كارا رو ميكنن!
بوم!!!
هر هر هر هر!
- بچه ها... نزنيد ديگه...
بوم! بوم! بوم!
دويدم طرف بچه ها كه مثلا يه كم بخنديم، اما....
نميدونم از قوانين مورفي چيزي شنيديد يا نه. همون كه ميگه اگه براي اتفاق افتادن يه چيزي ده حالت وجود داشته باشه هميشه بدترين حالتش اتفاق ميفته... من هم ليز خوردم و افتادم زمين... حالا اين هيچي... با صورت خوردم زمين... باز اين هم هيچي... موندم آخه توي اونهمه برف اين چاله پر از گل كجا بود!
***
از خونه كه زد بيرون خيلي سرحال بود و هركي دم دستش ميومد بهش سلام ميداد
آقاي رحمتي: به... سلام پژمان... چرا صورتت گليه؟ چرا حالت گرفتهست؟
من: مگه كوري؟! گه مملكتو برداشته!
آقاي رحمتي: گه نه، برف!
من: حالا هرچي...
آقاي رحمتي: خب خيلي فرق ميكنه...
من: مهم اينه كه مملكتو برداشته...
آقاي رحمتي: برف سفيده، قشنگه...
من: ...مهم اينه كه ر[...]ده به مملكت..............

