من: وااااي!!! اونجا رو!!! اون خونهي ماست كه داره ازش دود بلند ميشه؟!!! خونهمون آتيش گرفته؟!!!
محمود: اِ... مثل اينكه يادم رفته بود گازو خاموش كنم... زياد خودتو ناراحت نكن، چيز مهمي نيست... فكر كنم قابلمهي نفتي كه گذاشته بودم روي گاز واسه اينكه شب بذارمش سر سفره ته گرفته...
________________________
پلنگ نر: به قول يكي از اقوام "نفتو آوردن سر سفرهمون بعد يه كبريت هم زدن روش سفرهمونو بر باد دادن!"
پوست نارگيل: راستي دقت كردين محمود بر وزنِ مفعوله؟! كه معنيش ميشه "حمد شده" ، "ستايش شده"! ببينم... كي ستايشش كرده؟!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 1:43  توسط پژمان تكدهقان
|

